
سلام
همونطور که قول داده بودم توی این پست براتون
یه شعر از استاد سید اشرف نسیم شمال
می ذارم
خداوکیلی شعراشو بخونید
شعرای منو هم بخونید
میان ماه من تا ماه گردون
تفاوت از زمین تا آسمان است !
بیخودی که نشد نسیم شمال
ما هم خودمونو چسبوندیم به ایشون !
عکس ایشون رو هم درست و حسابی نداشتم
این عکس هم بزرگ شده و زیاد با کیفیت نیست
خوشحال می شم احساس خودتونو از این شعر
برای من و همه دوستان بنویسید
این مستزاد هم که برخی ابیاتش نقل می شود در شماره 10 نسیم شمال مورخ
15 ذیحجه 1325 ه.ق چاپ شده است:
( پس فردا هم یعنی 15 دی دقیقاً 15 ذیحجه است )
« درد ایران بی دواست »
دوش می گفت این سخن دیوانه ای بی بازخواست
دردایران بی دواست
عاقلی گفتا که از دیوانه بشنو حرف راست
درد ایران بی دواست
مملکت از چارسو در حال بحران و خطر
چون مریض محتضر
با چنین دستور این رنجورمهجور از شفاست
درد ایران بی دواست
پادشه بر ضد ملت، ملت اندر ضد شاه
زین مصیبت آه، آه!
چون حقیقت بنگری هم این خطا هم آن خطاست
دردایران بی دواست
هرکسی با هر کسی خصم است و بدخواه است وضد
گوید او را مستبد
با چنین شکل ای بسا خون ها هدر جان ها هباست
دردایران بی دواست
صوراسرافیل زد صبح سعادت دردمی
ملا نصرالدین رسید
مجلس و حبل المتین سوی عدالت رهنماست
درد ایران بی دواست
با وجود این جراید خفته ای بیدار نیست
یک رگی هشیار نیست
این جراید همچو شیپور و نفیر و کرناست
درد ایران بی دواست
شکر می کردیم جمعی کارها مضبوطه شد
مملکت مشروطه شد
باز می بینیم آن کاسه وآن آش است وماست
دردایران بی دواست
با خرد گفتم که آخر چارهء این درد چیست؟
عقل قاطع هم گریست
بعد آه و ناله گفتا: چاره در دست خداست!
درد ایران بی دواست
مسجد مروی پر از اشرار غارتگر شده
مدرسه سنگر شده
روح واقف در بهشت از این مصیبت درعزاست
دردایران بی دواست
اشرفا! هرکس در این مشروطه جانبازی نمود
رفعت و قدرش فزود
در جزا استبرق جنات عد نش متکّاست
درد ایران بی دواست



1
